سعدی:
سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل
بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران
-----------------------------------------------
دکتر شفیعی کدکنی:
گفتی به روزگاران مهری نشسته در دل
بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران
حالا که تنها راه رسید به آنجا که تویی گذر از مرز زمان است ِ به قدرت اراده ام زمان را هم به زیر میکشم.
یادت می آید آن روز که بهت میگفتم: برای انسان حد و مرزی وجود ندارد فقط باید طلب کند و از همه ظرفیتهایش استفاده کند.
حالا بنشین و ببین
به همه نشان خواهم داد که هنوز هم به خدایی که آن بالاست و صدایم را می شنود ایمان دارم.
و به دستهایم ایمان دارم که هنوز می توانند کارهایی انجام دهند که از هیچ دست دیگری ساخته نیست.
جادوی دست من فقط آن نیست که نشانت می دادم.
حالا بنشین به تماشا.
هنوز هم بهارم را فقط در چشمهای تو میبینم.